اعلاميه حذف خشونت عليه زنان

 

 

اعلاميه حذف خشونت عليه زنان


قطعنامه ١٠٤/٤٨ مجمع عمومي سازمان ملل متحد مصوبه ٢٣ فوريه1994


با آگاهي به نياز فوري به اينکه حقوق و اصول مربوط به برابري، امنيت،آزادي، تماميت، و وقار همه انسانها به طور جهانشمول در باره زنان اعمال شود،* با توجه به اينکه اين حقوق و اصول در اسناد بين المللي محترم شمرده شده، از جمله در «اعلاميه جهاني حقوق بشر» (1)، «ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي»(2)، «ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي، و فرهنگي»

(2)، «کنوانسيون رفع کليه اشکال تبعيض عليه زنان»

(3)، و «کنوانسيون ضد شکنجه و رفتار يا مجازات خشن، غير انساني يا تحقير کننده»

(4)، * با آگاهي به اينکه اجراي موثر «کنوانسيون رفع کليه اشکال تبعيض عليه زنان» به حذف خشونت عليه زنان کمک مي کند و «اعلاميه حذف خشونت عليه زنان»، چنانچه در قطعنامه حاضر ارائه مي شود، اين روند را تقويت و تکميل خواهد نمود، با نگراني از اينکه خشونت عليه زنان مانعي در راه دستيابي به برابري، پيشرفت و صلح است، چنانچه در «استراتژي هاي آينده نگر کنفرانس نايروبي براي پيشرفت زنان»

 (5) مشخص شده، که در آن لوايحي براي مقابله با خشونت عليه زنان پيشنهاد شده بود، و به منظور اجراي کامل «کنوانسيون رفع کليه اشکال تبعيض عليه زنان»، با تاکيد بر اينکه خشونت عليه زنان، مبنايي بر نقض حقوق بشر و آزادي هاي اساسي زنان است و برخورداري زنان را از اين حقوق و آزادي ها بطور ناقص يا کامل نفي مي کند، و با نگراني درباره عدم موفقيت درازمدت در حمايت و ارتقاء اين حقوق و آزادي ها در موارد خشونت عليه زنان، با آگاهي بر اينکه خشونت عليه زنان نمايشي از نابرابري تاريخي روابط قدرت ميان زنان و مردان است، که به تحت سلطه کشيدن و تبعيض عليه زنان توسط مردان و پيشگيري از پيشرفت کامل زنان انجاميده، و اينکه خشونت عليه زنان يکي از مکانيزم هاي مهم اجتماعي است که زنان را به موقعيت هاي فرودست در مقايسه با مردان مجبور ميکند،* با نگراني از اينکه برخي گروه هاي زنان، از جمله زنان متعلق به گروه هاي اقليت، زنان بومي، زنان پناهنده، زنان مهاجر، زناني که در مناطق روستايي يا دورافتاده زندگي مي کنند، زنان بينوا، زناني زنداني يا در حبس، دختربچه ها، زنان معلول و ناتوان، زنان کهنسال و زنان در مناطق جنگي، بطور ويژه در مقابل خشونت آسيب پذير هستند،* با يادآوري نتيجه پاراگراف 23 پيوست قطعنامه شوراي اجتماعي 15/1990 به تاريخ 24 مه 1990 و تشخيص اين که خشونت عليه زنان در خانواده و جامعه فراگير بوده و از مرزهاي درآمد، طبقه و فرهنگ مي گذرد، بايد با اقدامات فوري و موثر براي محو اين واقعه همراه باشد،* همچنين با يادآوري قطعنامه شوراي اقتصادي و اجتماعي 18/1991 به تاريخ 30 مه 1991، که در آن شورا پيشنهاد پيشبرد امر تدوين يک سند بين المللي را که بطور صريح مسئله خشونت عليه زنان را مورد توجه قرار دهد،* با اسقبال از نقشي که جنبش هاي زنان در جلب توجه روزافزون به ماهيت، جدي بودن، و ابعاد مسئله خشونت عليه زنان ايفا مي کنند،
* با احساس مخاطره از اين که فرصت هاي زنان براي دستيابي به برابري حقوقي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي در جامعه، به دلايلي از جمله خشونت فراگير و مداوم، محدود هستند،
* با اعتقاد به اينکه با توجه به نکات ذکر شده در بالا نياز براي تعريف جامع و روشن خشونت عليه زنان، يک بيانيه روشن از حقوقي که بايد اعمال شوند که حذف خشونت عليه زنان در همه اشکال آن تضمين شود، يک تعهد توسط دولت ها در احترام به مسئوليت هاي آنان، و يک تعهد توسط تمامي جامعه بين المللي به حذف خشونت عليه زنان،* رسما اعلاميه حذف خشونت عليه زنان را در زير اعلان مي دارد و اصرار دارد که هر گونه تلاشي براي شناختن و محترم شمردن آن توسط عموم، به عمل آيد:


--------------------------------------------------------------------------------
ماده 1

در اين اعلاميه، عبارت "خشونت عليه زنان" به معني هر عمل خشونت آميز بر اساس جنس است که به آسیب يا رنجاندن جسمي، جنسي، يا رواني زنان منجر بشود، يا احتمال مي رود که منجر شود، از جمله تهديدات يا اعمال مشابه، اجبار يا محروم کردن مستبدانه زنان از آزادي، که در منظر عموم يا در خلوت زندگي خصوصي انجام شود.


--------------------------------------------------------------------------------
ماده 2

تعبير خشونت عليه زنان بايد شامل موارد زير، اما نه محدود به اين موارد، باشد:
(آ) خشونت جسمي، جنسي و رواني که در خانواده اتفاق مي افتد، از جمله کتک زدن، آزار جنسي دختربچه ها در خانه، خشونت مربوط به جهيزيه، تجاوز توسط شوهر، ختنه زنان و ديگر رسوم عملي که به زنان آسيب مي رساند، خشونت در رابطه بدون ازدواج و خشونت مربوط به استثمار زنان،
(ب) خشونت جسمي، جنسي و رواني که در جامعه عمومي اتفاق مي افتد، از جمله تجاوز، سوء استفاده جنسي، آزار جنسي و ارعاب در محيط کار، در مراکز آموزشي و جاهاي ديگر، قاچاق زنان و تن فروشي اجباري،

()        خشونت جسمي، جنسي و رواني، در هر جايي، که توسط دولت انجام شود يا ناديده گرفته شود.
--------------------------------------------------------------------------------
ماده 3

()       
زنان بطور برابر حق برخورداري و حفظ همه حقوق بشر و آزادي هاي اساسي در عرصه هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، مدني، و همه عرصه هاي ديگر را دارند. اين حقوق از جمله شامل موارد زير است:


(آ)حق زندگي،

 (ب)حق برابري،

 (پ) حق آزادي و امنيت شخصي،

 (ت)حق حمايت بالسويه قانون،

 (ث) حق آزادي از همه اشکال تبعيض،

(ج)حق بهره وري از بالاترين ميزان ممکن سلامت جسمي و رواني،

  (چ) حق شرايط عادلانه و رضايت بخش براي کار،

(ح) حق اينکه فرد مورد شکنجه يا ديگر مجازاتها يا رفتار خشن، غير انساني و تحقيرآميز واقع نشود.--------------------------------------------------------------------------------
ماده 4


دولت ها بايد خشونت عليه زنان را محکوم نموده و نبايد هيچ رسم، سنت يا ملاحظات مذهبي را براي وظيفه خود در رابطه با حذف آن بهانه کنند. دولتها بايد با استفاده از تمام شيوه هاي مناسب و بدون تاخير يک سياست حذف خشونت عليه زنان را تا پايان آن دنبال کنند، و بايد:
(الف) اگر هنوز بطور کامل به «کنوانسيون رفع کليه اشکال تبعيض عليه زنان» متعهد نيستند، آن را تصويب کرده يا بطور رسمي به عضويت آن درآيند و از قيدهاي خاص درباره آن صرف نظر کنند،
(ب) از ملزم شدن به خشونت عليه زنان خودداري کنند،

(پ) همه کوشش هاي لازم را براي پيشگيري، انجام تحقيقات مربوطه و مجازات اعمال خشونت عليه زنان بر اساس قانون کشور خود انجام دهند، چه اين اعمال توسط دولت انجام شده باشد و يا توسط اشخاص خصوصي.

(ت) در قوانين کشور لوايح رسمي کيفري، مدني و کاري و اداري تهيه کنند که خطايي را که بر زنان تحت اعمال خشونت رفته مجازات و جبران کند، براي زناني که تحت اعمال خشونت قرار مي گيرند بايد دسترسي به راهکارهاي قضائي فراهم شود، و با پشتيباني قوانين کشور، جبران موثر و عادلانه براي صدماتي که متحمل شده اند ميسر باشد، دولت همچنين بايد زنان را از حقوقشان در تقاضاي جبران خسارت و توانيابي از طريق چنين راهکارهايي آگاه سازد،

(ث) امکان تهيه برنامه هاي ملي به منظور گسترش حمايت از زنان در مقابله با هرگونه خشونت، يا الحاق موادي براي اين منظور در برنامه هاي موجود، يا در مواردي همکاري هاي ممکن با سازمان هاي غير دولتي، بويژه سازمانهايي که درگير مسئله خشونت عليه زنان هستند، را در نظر بگيرند.
(ج) راهکارهاي پيشگيري و همه دستورالعمل هاي جامع حقوقي، سياسي، اداري و فرهنگي که حمايت از زنان را در مقابل هرگونه خشونت ترويج مي کند تدوين کنند، و تضمين کنند که قرباني شدن مجدد زنان به خاطر عدم حساسيت قانون به ملاحظات جنسي و شيوه هاي اعمال قانون و ديگر مداخلات دولتي اتفاق نخواهد افتاد.

(چ) درراه تضمين اين که زنان تحت خشونت، و در صورت اقتضاء، فرزندان آنها، از کمک هاي ويژه مانند توانبخشي، کمک در نگهداري از کودکان و گذران زندگي، درمان، مشاوره، و خدمات بهداشتي و اجتماعي، مراکز و برنامه ها و سازمان هاي ياري رساني که بايد ديگر اقدامات لازم براي افزايش امنيت و توانبخشي جسمي و رواني آنان را انجام دهد، کار کنند.
(ح) مقادير کافي براي فعاليت هاي مربوط به حذف خشونت عليه زنان را در بودجه دولت قرار دهند.
(خ) اقدامات لازم براي آموزش به ماموران انتظامي و
مسئولين دولتي مسئول اجراي سياست هاي مربوط به پيشگيري، تحقيقات و مجازات خشونت عليه زنان، انجام دهند تا اين افراد به نيازهاي زنان حساس شوند.

(د) اقدامات لازم، بويژه در زمينه آموزش، به عمل آورند که الگوهاي اجتماعي و فرهنگي رفتار مرد و زن اصلاح شود و تبعيض ها، رفتارهاي مرسوم و همه ديگر رفتارهايي که براساس ايده فرودستي يا فرادستي يک جنس و کليشه رفتاري مرد و زن است، حذف شود.
(ذ) تحقيق، جمع آوري اطلاعات و آمار، بويژه در باره خشونت خانگي و رواج اشکال گوناگون خشونت عليه زنان را ترويج کنند و تحقيق درباره علل، ماهيت، ميزان جدي بودن و نتايج خشونت عليه زنان و ميزان تاثير اقدامات براي پيشگيري و جبران خسارت خشونت عليه زنان را تشويق کنند، اين آمار و يافته ها ي تحقيق بايد در دسترس عموم قرار گيرد.

(ر) اقداماتي در جهت حذف خشونت عليه زنان، بويژه آنان که در مقابل خشونت ضربه پذير هستند، اتخاذ کنند،

(ز) در گزارش هاي مربوط به اسناد حقوق بشر که به سازمان ملل متحد ارائه مي دهند، اطلاعات راجع به خشونت عليه زنان و اقدامات انجام شده براي عملي کردن اعلاميه حاضر را جاي دهند.
(ژ)تدوين دستورالعمل هاي مناسب براي کمک به عملي کردن اصول اين اعلاميه حاضر را تشويق کنند.
(س) نقش مهم جنبش و سازمان هاي غير دولتي زنان را در سطح جهاني در ارتقاء سطح آگاهي و کاهش مسئله خشونت عليه زنان تصديق کنند.

(ش)فعاليت هاي جنبش و سازمان هاي غير دولتي زنان را ياري رسانده و پيش ببرند و با آنها در سطح محلي، ملي و منطقه اي همکاري کنند.

(ص)سازمان هاي منطقه اي بين دولت ها را که عضو آنان هستند، تشويق کنند که حذف خشونت عليه زنان را، در صورتي که درخور است، در برنامه خود بگنجانند.


--------------------------------------------------------------------------------
ماده
5


ارگان ها و نمايندگي هاي ويژه سيستم سازمان ملل متحد بايد، در حد توانايي خود، به شناساندن و تحقق حقوق و اصول مندرج در اين اعلاميه ياري رسانند و از جمله بايد:

(آ)به رشد همکاري هاي منطقه اي و بين المللي با چشم اندازي براي تعريف استراتژي هاي منطقه اي براي مبارزه با خشونت، انتقال تجارب و برنامه هاي مالي مربوط به حذف خشونت عليه زنان ياري رسانند،
(ب)همآيش ها و سمينارهايي با هدف ايجاد و رشد آگاهي ميان همه افراد نسبت به مسئله حذف خشونت عليه زنان را ترويج کنند،

(پ)به رشد هماهنگي و مشارکت در ميان دواير عهدنامه اي حقوق بشر در سازمان ملل کمک کنند تا امر خشونت عليه زنان به طور موثر مورد توجه واقع شود.


(ت) در تحليل هايي که براي سازمانها و دواير سيستم سازمان ملل درباره مشکلات و گرايش هاي اجتماعي تهيه مي شود، مانند گزارش هاي ادواري درباره وضعيت اجتماعي جهان، بررسي گرايش ها در خشونت عليه زنان را جاي دهند.


(ث)فرمول بندي دستورالعمل ها يا دفترچه هاي راهنما مربوط به خشونت عليه زنان را ترويج دهند، و اقداماتي را که در اين اعلاميه به آنها اشاره مي شود درج کنند،


(ج) امر حذف خشونت عليه زنان را، در صورت اقتضاء، در انجام تعهد خود در عملي کردن اسناد حقوق بشر در نظر بگيرند.


--------------------------------------------------------------------------------
ماده 6


هيچ چيز در اعلاميه حاضر نبايد هيچ يک از مواد قانون يک کشور يا هر عهدنامه يا ميثاق بين المللي، يا سند ديگري را که در يک کشور اجرا مي شود و در حذف خشونت عليه زنان ثاقب‌تر مي باشد، تحت الشعاع قرار دهد.


--------------------------------------------------------------------------------
(

 

 

موفق ترین کشورهای ریاضی

موفق ترین کشورهای ریاضی

 

 

بر اساس نتایج پژوهش سه ساله سازمان توسعه و همکاری های اقتصادی ، فنلاند و کره جنوبی در زمره ابر قدرت های آموزش در سطح جهان هستند.

       نتایج برنامه سه ساله ارزیابی دانش آموزان جهان بیانگر آن است که این دو کشور جزء پنج کشور بر تر جهان در زمینه خواندن ریا ضیات هستند. کره جنوبی از سال 2000 ( م ) به این سو پیشرفت چشمگیری داشته است . این رده بندی ها بر اساس ارزیابی هایی که از دانش آموزان 15 ساله در 57 کشور جهان انجام شد ، بدست آمد. فنلاند که همواره رتبه بالایی در رده بندی های آموزشی جهان دارد ، دراین گزارش رتبه برتر خود را حفظ نمود.

10 کشور برتر در زمینه خواندن عبارتند از : کره جنوبی ، فنلاند، هنگ کنگ ، کانادا ، نیوزلند، استرالیا ، لیختن اشتاین ، لهستان و سوئد.

آخرین یافته های این پژوهش همچنین رقابت زیاد در سطح جهان در زمینه آموزش را نشان می دهد. کشور های آسیایی از جمله تایوان ، هنگ کنگ ، و کره جنوبی ، کشور های شمال اروپا را به مبارزه طلبیدندو در مواردی آنها را پشت سر گذاشته اند.

 

تایوان ، فنلاند ، هنگ کنگ ، کره جنوبی ، هلند ، سوئیس ، کانادا ، ماکائو ، چین ، لیختن انشتاین و ژاپن به عنوان ده کشور برتر در زمینه ریاضی معرفی شدند.

    به گزارش سازمان توسعه و همکاری اقتصادی ، ثروت ملی کره جنوبی در دهه 1960 به اندازه افغانستان بود، اما توجه مدام به آموزش باعث شد این کشور در رده بندی های آموزشی جهان ، رتبه های بالایی کسب کند.

راز ثروتمند شدن چینی ها

آدام اسمیت در کتاب مشهور « ثروت ملل » در مورد اقتصاد چین نوشت :

    « به نظر می آید چین برای سال های طولانی ایستا و بدون تغییر بوده و احتمالا" از مدت ها قبل مجموعه ای از ثروت ها را اندوخته است که با ماهیت قوانین و نهادهای این کشور سازگار بوده است. ولی این دستاورد ا ، در صورت وجود قوانین و نهاد های دیگر ، در مقایسه با منابع خاک ، شرایط آب و هوا و موقعیت این کشور بسیار اندک است . کشوری که تجارت خارجی را کنار گذاشته و بدان توجهی ندارد و تنها اجازه می دهد کشتی های خارجی در یک یا دو بندر این کشور پهلو بگیرند، نمی تواند به اندازه زمانی که قوانین و مقررات اجازه می دهد تجارت داشته باشد. همچنین در کشوری که در آن ثروتمندان یا مالکان سرمایه های بزرگ از امنیت بالایی بر خوردارهستند و فقیران و مالکان سرمایه های کوچک فاقد این امنیت می باشند... ظلم و ستم به فقیران موجب انحصار برای ثروتمندان می شود که با جذب کل تجارت ، قادر به ایجاد سود های زیادی برای خود می شوند.»

به نظر اسمیت نا توانی چین برای رقابت با جهان خارج مو جب محدود شدن چشم انداز رشد و توسعه این کشور و موجب جدایی فقیر و غنی شده است.

نقش مدیریت اقتصادی توسعه :

 

     نخستین مرحله از گذار اقتصادی چین در سال 1978 در زمان « د نگ شیائو پینگ » انجام گرفت. وی برای مقابله با مشکلات اقتصادی به اقتصاد بازار روی آورد. او برای تحقق هدف مذکور به سرکوب دانشجویان مخالف پرداخت. مرحله آخر این گردش به راست در نهایت در سال 1985 با تقاضای عضویت چین در WTO انجام گرفت که پس از 14 سال درگیری با آمریکا در نهایت در سال 1999 پذیرفته شد. در پایان همان سال 5/6 میلیون کارگر چینی بیکار شده بودند. یک سال قبل از پذیرفته شدن چین در سازمان تجارت جهانی ، آخرین دستور سازمان مبنی بر حذف یارانه به کارگران برای خرید مسکن به اجرا درآمد. یک سال پس از پذیرش چین در WTO ، تمام هزینه های رفاه اجتماعی توسط دولت چین حذف شد. در سال 2000 (م) « خصوصی سازی بزرگ» یعنی خصوصی سازی بیش از دو سوم کارخانه های چین به دستور رئیس جمهور وقت و نخست وزیر صورت گرفت.

در سال 1999 ، دولت چین رسما" اعلام کرد که 300 میلیون نفر ( تقریبا" یک چهارم جمعیت) در فقر زندگی می کنند. در برخی نواحی چین ، متوسط مرگ ومیر کودکان 300 نفر در 100 هزار نفر بود ، یعنی کمی پایین تر از صحرای آفریقا. بر اثر واردات مواد غذایی از آمریکا ، بیش از 40 میلیون نفر فرصت شغلی در بخش کشاورزی چین از بین رفت و 57 درصد از خانوارهای روستایی با حداقل معیشت زندگی می کردند و فقط 5 درصد ثروتمند بودند.

28 سال پیش « دنگ شیا ئو پینگ » بزرگترین ملت کره خاکی را به حرکت طولانی در اقتصاد آزاد واداشت. او بعدها شعار:

« ثروتمند شدن هدفی است که ارزش تلاش کردن را دارد » اعلام کرد و اکنون در شهرها به یمن توسعه مداوم ، رفاه به سرعت افزایش پیدا می کند و هم زمان 700 میلیون چینی در روستا ها در حال رشد سطح زندگی اند. این موضوع قطعی است که امروز کشور چین دومین قطب بزرگ اقتصاد جهان محسوب می شود.

 

نقش کار آفرینان در توسعه :

 

     همواره وجود کار آفرینان و سرمایه گذاران برای توسعه امری اجتناب ناپذیرند . چین هم از این موضوع مستثنی نیست.

« چارلز ژانگ چائو یانگ » به افکار مبتنی بر بازار آزاد دارد. او معتقد است بازار خود به بهترین شکل می تواند تصمیم بگیرد که چه چیزی کارآمدتر است .

کار آفرین دیگری به « نایک چین » ( نایک نام شرکت مشهور تولید کننده ی لوازم ورزشی در آلمان ) معروف شده که با کفش های ورزشی تولیدی خود یک سوم بازار چین را در اختیار گرفته است. منطقه ای در چین وجود دارد که به لحاظ صنعتی آن را با ناحیه ی صنعتی « روهر » در آلمان مقایسه می کنند. این منطقه « منچوری » نام دارد و سر شار از ذخایر زیر زمینی است . در شهر بندری دالیان در منچوری یک مرکز برای خدمات پیشرفته رایانه ای تأسیس شده است. در آنجا متخصصان جوان چینی در بازار جهانی ، رقیبان جهانی را به مبارزه می طلبند. چین بیش از هر اقتصاد ملی دیگر در دنیا دوچرخه کوهستان و دستگاه های ماکروویو و تلفن همراه تولید می کند. به زودی در رشته کشتی سازی نیز چینی ها قدرت اول دنیا خواهند شد. در تولید خودرو نیز این کشور به زودی به آلمان خواهد رسید.

سرمایه گذاری مستقیم توسعه :  

 

    کشور چین بیش از سایر کشور ها سرمایه گذاری های مستقیم خارجی جذب می کند. سرمایه گذاری های مستقیم خارجی در چین در 5 ماهه نخست سال 2007 ( م ) به 25 میلیارد دلار رسید. بر اساس آمار وزارت بازرگانی چین ، در 5 ماهه نخست سال قبل بیش از 15 هزار مؤسسه با سرمایه گذاری خارجی ایجاد شده اند . بر اساس برنامه ریزی دولت چین ، در سال آینده کیفیت استفاده از سر مایه گذاری بهبود خواهد یافت و بازرگانان خارجی به سرمایه گذاری در مراکز پژوهشی ، صنایع فناوری های پیشرفته و جدید ، صنایع صرفه جویی در مصرف انرژی و محیط زیست ، کشاورزی مدرن ، صنعت خدمات مدرن و ... تشویق خواهند شد.

 

 

 مقایسه ایران با سایر کشورها از لحاظ درآمد سرانه

 

 بر اساس گزارش « سازمان خوار وبار ملل متحد» در آمد سرانه ایران در سال گذشته ی میلادی به 3396 دلار رسید،که این رقم در سال 1970 (م) 327 دلار بود.

    بنابر این گزارش ، درآمد سرانه ایران نسبت به فقیرترین کشور جهان طی سال گذشته ی میلادی 9/30 برابر بیشتر شده است که این رقم در سال 1970 ، 3/7 برابر بیشتر بود. در این گزارش 221 کشور جهان بر اساس میزان درآمد سرانه و نرخ گرسنگی و سوء تغذیه رتبه بندی شده اند. میزان درآمد سرانه در ثروتمند ترین کشور جهان 753 برابر بیشتر از فقیر ترین کشور جهان است. این رقم در سال 1973 (م) حدود 115 برابر بوده است.این مسئله نشانگر شکاف درآمدی شدید و بی عدالتی بین کشور های ثروتمند و فقیر طی 30سال اخیر است. « اریتره » بیشترین میزان گرسنگی در جهان را در اختیار دارد. بیش از 75 درصد جمعیت این کشور در حال حاضر در گرسنگی و سوء تغذیه به سر می برند. « بروندی » با درآمد سرانه 110 دلار فقیر ترین کشور جهان به شمار می رود.

درآمد سرانه جهانی طی سال 2006 (م) بیش از 7326 دلار بود و این رقم در سال 1970 کمتر از 885 دلار گزارش شده است. درآمد سرانه جهان نسبت به فقیر ترین کشور در سال 2006 بیش از 6/66 برابر و در سال 1970 (م) حدود 7/19 برابر بیشتر بوده است.

درآمد سرانه آفریقا طی سال گذشته کمتر از 246 دلار بود که نسبت به فقیر ترین کشور جهان در سال 2006 (م) 10 برابر بیشتر و در سال 1970 (م) حدود 5/5 برابر بیشتر بوده است.

درآمد سرانه قاره آمریکا سال گذشته به 19302 دلار رسیده است در حالی که در سال 1970(م) حدود 2471 دلار بود.این رقم نسبت به فقیر ترین کشور جهان در سال 2006 (م) 5/157 برابر و در سال 1970 حدود 9/54 برابر بیشتر است. د رآمد سرانه آسیا در سا ل2006

به 3160 دلار و در سال 1970 233 دلار بوده است . این رقم نسبت به فقیر ترین کشور جهان در سال 2006 حدود 7/28برابر و در سال 1970 حدود 2/5 برابر بیشتر بود.

    درآمد سرانه اروپا در سال گذسته میلادی به بیش از 22434 دلار رسید. این رقم طی سال 1970 (م) حدود 1935 دلار بود. درآمد سرانه اروپا نسبت به فقیرترین کشور جهان در سال 2006 بیش از 9/203 برابرو در سال 1970 بیش از 43 برابر بود.

درآمد سرانه اقیانوسیه نیز سال گذشته به 25877 دلار رسیده است ، این رقم در سال 1970 کمتر از 2671 دلار بود. در آمد سرانه اقیانوسیه نسبت به فقیر ترین کشور جهان در سال 2006 بیش از 2/235 برابرو در سال 1970 بیش از 4/59 برابر بوده است.

    کشور « لیختن اشتاین » با درآمد سرانه 82826 دلار ثروتمند ترین کشور جهان در سال 2006 (م) بوده است. در آمد سرانه این کشور در سال 1970 (م) کمتر از 4148 دلار بود که نسبت به فقیر ترین کشور جهان 753 برابر بیشتر است ، در حالی که این میزان در سال 1970 تنها 92 برابر بیشتر بود. برمودا با درآمد سرانه 78538 دلار ، نروژبا 71822 دلار ، لوکزامبورگ با 71336 دلار، قطر با 66063 دلار ، سوئیس با 52922 دلار ، دانمارک با 51344 دلار ، ایسلند با 50586 دلار ، جزایر کایمن با 47744 دلار ، آندورا با 44962 دلار و ایرلند با 44052 دلار قرار دارند.

 

      درآمد سرانه جمهوری اسلامی ایران در سال گذشته به 3396 دلار رسید. این رقم در سال 1970 کمتر از 327 دلار بوده است . درآمد سرانه ایران نسبت به فقیر ترین کشور جهان طی سال گذشته 9/30 برابر بیشتر بوده است. ایران از لحاظ درآمد سرانه در ردیف کشور هایی چون : فیجی ، جامائیکا ، الجزایز ، تایلند ، نامیبیا ، پرو ، مقدونیه ، آلبانی ، بوسنی هرزگوین ، مالدیو ، تونس و اکوادور قرار گرفته است.

     کشور هاییی مثل افغانستان ، سیرالئون ، گینه ، گامبیا ، اریتره ، ماداگاسکار ، میانمار، سومالی ، نپال ، نیجر ، رواندا ، گینه بیسائو ، اتیوپی ، مالاوی ، لیبریا ، زیمباوه ، کنگو و بروندی با درآمد سرانه کمتر از 320 دلار ، فقیر ترین کشور های جهان به شمار می روند. بروندی با درآمد سرانه 110 دلار فقیر ترین کشور جهان است که 66 % جمعیت آن در گرسنگی و سوء تغذیه شدید زندگی می کنند . این میزان در طی سالهای 1969 تا 1971 کمتر از 34 در صد بوده است.

 

فرمایشات گوهر بار حضرت علی (ع)

فرمایشات گوهر بار حضرت علی (ع)

هیچ ثروتی سو د مند تر ا ز عقل نیست و هیچ تنهایی وحشت ا نگیز تر از خو د پسندی نیست و هیچ عقلی ، چون ا ندیشید ن و تدبیر نیست و هیچ کرا متی چون تقو ی نیست و هیچ هم نشینی چون خو ش خو یی نیست و هیچ میراثی چون ادب  نیست و هیچ رهبری چون تو فیق نیست و هیچ تجارتی چون عمل صالح نیست و هیچ سو دی چون ثواب آخرت نیست و هیچ پارسایی چون تو قف در برابر شبهه نیست و هیچ زهدی چون زهد د ر حرام نیست و هیچ ایمانی چون حیا و شکیبایی نیست  و هیچ حسبی چون تواضع نیست و هیچ شرافتی چون علم نیست و هیچ عزتی چون برد باری نیست و هیچ پشتیبانی ا ستوارتر از مشو رت نیست.

هر که از گفتن « نمی دانم » سر باز زند به هلا کت رسد.

مقام و مرتبت هر کس به همت او ست و صدق او به قدر جوانمردی او ست و شجاعتش به قد ر حمیّت او ست وعفّت اوبه قدر غیرت او ست.

برترین بی نیا زی ها عقل ا ست و بزرگترین بینواییها حماقت است و ترسنا ک ترین تر س ها خو د پسند ی است  و گرامی ترین حسب و نسب ، خلق نیکو است.                          « نهج البلاغه »

 

سخن بزرگان

سخن بزرگان

خود را برای پیشرفت مردم ارزانی دار تا مردم پشتیبان تو باشند . اُرد بزرگ


خوشبختی وجود ندارد و ما خوشبخت نیستیم ، اما می توانیم این حق را به خود دهیم که در آرزوی آن باشیم . آنتوان چخوف


مردم ! هشدار ! که زیبایی زندگانی ست ، آن زمان که پرده گشاید و چهره برنماید . لکن زندگی شمایید و حجاب خود ، شمایید

 



زیبایی قامت بلند ابدیت است ، نگران منتهای خویش در زلال آینه . اما صراحت آینه شمایید و نهایت جاودانه شمایید . جبران خلیل جبران

*با مصلحت ديگران ازدواج كردن در جهنم زيستن است . شوپنهاور 


افراطی ترین صورت هیچ انگاری می تواند این دیدگاه باشد که همه باورها ؛ همهء چیزی را حقیقی انگاشتن ها لزوما" به خطا می روند ؛ به این علت ساده که هیچ دنیای واقعی در کار نیست . چنین است یک ظاهر دورنمایی که از درون ما سرچشمه گرفته است . فردریش نیچه


حقیقت فردا  از پستان خطا و اشتباه دیروز شیر می خورد . امیر مهدی بدیع


خوشبین اظهار میدادر که ما در بهترین دنیای ممکنه به سر می بریم و بدبین بیمناک است که نکند سخن او راست باشد .برانچ کامل


*دیدگاه خوب مردم ، بهترین پشتیبان برگزیدگان است . اُرد بزرگ


*خوشبختی توپی است که وقتی می غلتد به دنبالش می رویم و وقتی توقف می کند به آن لگد می زنیم . شاتو بریان


*هرگز نمى خواهم به واسطه محدوديت هايم، محدود شوم . باربارا استراسيند


اگر کسی نه در وقت ضرورت سخن گفت قدرش شکسته می شود . بزرگمهر


آنانکه پژوهش کرده اند تنها کمی به داشته های درونی خویش و رازهای کیهانی آشنا شده اند و این رویکرد نمی تواند دستاویزی برای کوچک شمردن دیگر کسان گردد چرا که بسیاری به این رازها پی می برند بی کوچکترین بررسی و پژوهشی، آنها با کار و همچنین نگرش در نمایه های هستی به بسیاری از ناگفته ها پی می برند .  اُرد بزرگ


خوشبختی وجود ندارد و ما خوشبخت نیستیم ، اما می توانیم این حق را به خود بدهیم که در آرزوی آن باشیم . آنتوان چخوف


*اسرار شخص ، مانند زندانیانی است که چون رها شوند تسلط بر آنها غیر ممکن است . شوپنهاور


اگر توانایی عالمان ایران را از جهان علم گرفته شود چیزی جز سیاهی باقی نمی ماند . پور سینا


 

تنها علاج‌ عشق‌، ازدواج‌ است‌. بوخوالد


آنتوان چخوف : انسان همان چیزی است که باور دارد .


*فرهنگ های هم ریشه ، انگیزه ای توانمند است که موجب همبستگی کشورها در آینده می گردد . اُرد بزرگ


از کدامین ستاره بر زمین افتادیم تا در اینجا یکدیگر را ملاقات کنیم.؟ . فردریش نیچه


*زمان براي هيچ كس نه متوقف مي شود نه بر مي گردد ونه اضافه مي شود . شيللر


*اگر برای رسیدن به آرزوهای خویش زور گویی پیشه کنیم ، پس از چندی کسانی را در برابرمان خواهیم دید که دیگر زورمان بدانها نمی رسد . اُرد بزرگ


کار تجسم عشق است . جبران خلیل جبران


*اگر می خواهی خوب باشی باید اول معتقد باشی که بد هستی . اپیکتوس


*تبهکار همیشه نگران کیفر خویش است حتی اگر بر زر و زور لمیده باشد و این بسیار درد آور است چرا که سایه کیفر همواره در برابر دیدگانش است . اُرد بزرگ


*هرگز دربارۀ چیزی نگو آن را از دست داده ام ، بلکه فقط بگو آن را پس داده ام . اپیکتوس


*اگر پرسند کیستی باید هنرهای خویش را بشماری . بزرگمهر


آزمودگی انسانها ، از زر هم با ارزشتر است . اُرد بزرگ


*هر ملتی دو نوع دشمن خونی دارد . دسته ای که به قانون پشت پا می زنند و دستۀ دیگر کسانی که با دقت بیش از حد آن را اجرا می کنند . آلفرد کاپو


*اختلاف طبقاتی  از ضروریات جامعه است چون عامل اشتیاق به پرورش حالت های والاتر کمیاب تر دورتر و عامل چیرگی بر نفس می شود . فردریش نیچه


*آدم خودباور ، هیچ گاه برای رسیدن به مادیات ، ارزشهای آدمی را زیر پا نمی گذارد . اُرد بزرگ


بهترین راه برای اثبات صفای ذهنی ما نشان دادن خطاهای ان است . نهر آبی که ناپاکیهای بستر خود را نمایش می دهد به ما می فهماند آب پاک و صاف است . پوپ


از خصوصیات زمان ما این است که متأسفانه فقط افراد پست و پلید ، صاحب اراده و پشتکار می باشند . آلفرد کاپو


برای آنکه همواره دوستانمان را نگاه داریم بهتر است همواره فاصله و بازه ای میان خود و آنها داشته باشیم  . اُرد بزرگ


*اگر نمي خواهي در حق تو داوري شود درباره ديگران داوري نكن . ابراهام لينكلن


دهش (بخشش )، آنگاه که از ثروت است و از مکنت ، هر چه بسیار ، باز اندک باشد ، که واقعیت بخشش ، ایثار از خویشتن است . جبران خلیل جبران


از تمام صفاتی که برای پرورش جان و جسم شما سودمند است هیچ یک به سودمندی تصمیم و اراده نیست . پوشه


*اگر دانش ما اين همه به بي طرف بودن خود مي نازد، از آن روست كه جز كنجكاوي ناسالمِ ناتوانان چيز ديگري ندارد . فردریش نیچه


آنکه پرسشهای پراکنده در وادی های گوناگون را همزمان می پرسد ، تنها می خواهد زمان و نیروی استاد را تباه کند . اُرد بزرگ


*هر جدایی یک نوع مرگ است و هر ملاقات یک نوع رستاخیز . شوپنهاور


*مرد بزرگ تنها به خود متکی است و جز از خود از هیچکس چیزی طلب نمی  کند ولی مردان کوچک از دیگران توقع دارند . پاتریک هانری


مصمم شويد كه كارى بايد صورت گيرد، سپس راه انجام آن را خواهيد يافت . آبراهام لينكلن


اگر خرسند و رضا باشی زندگی به دلخواه می سپاری .  بزرگمهر


به انسان تندرستی و ثروت بدهید ، او هر دو را در جستحوی سعادت از دست خواهد داد . پوشه


هیچ دوستی بهتر از تنهایی ، برای اهل اندیشه نیست . اُرد بزرگ


آنکس که زورمند و قوی است ، می تواند با مشت توانای خود دهان ضعیفی را در هم بشکند در حالیکه باید بداند که مشت درشت تری هم در آستین قویتری پنهان است . پوشه


برادرم تو را دوست دارم ، هر كه می خواهی باش ، خواه در كليسايت نيايش كنی ، خواه در معبد، و يا در مسجد . من و تو فرزندان يك آيين هستيم ، زيرا راههای گوناگون دين انگشتان دست دوست داشتنی "يگانه برتر " هستند ، همان دستی كه سوی همگان دراز شده و همه آرزومندان دست يافتن به همه چيز را رسايی و بالندگی جان می بخشد  . جبران خلیل جبران


به نظر من ما روزی خواهیم مرد که نخواهیم و نتوانیم از زیبایی لذت ببریم و در صدد نباشیم آن را دوست بداریم . آندره ژید


اگر ما (( بی دل و جان )) هستیم ؛ دست کم نسبت به زندگی چنین نیستیم ؛ بلکه ؛ اکنون با همهء انواع (( تمنیات )) روبروییم . با خشمی ریشخند آمیز در آنچه (( آرمانها )) می نامیمشان ؛ در حال غور و تامل هستیم. ما خویش را خوار می شماریم تنها از آن رو که لحظاتی وجود دارند که نمی توانیم آن انگیزش نامربوطی را که (( آرمانگرایی )) نام دارد ؛ مهار نماییم. تاثیر نازپروردگی بیش از اندازه ؛ نیرومند تر از خشم فرد بی دل و جان است . فردریش نیچه


بزرگواری ، بی مهر و دوستی بدست نمی آید . اُرد بزرگ


وضع و حال مردمان تنگ فکر به وضع و حال بطریهای تنگ دهن می ماند ، هرچه کمتر در خود داشته باشند با سر و صدای بیشتری آن را به خارج می ریزند . پوپ


ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم . شوپنهاور


خدا به زمان احتیاج ندارد و هرگز دیر نمی کند . اسکاول شين


اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی . اُرد بزرگ


اگر شاه به تو مهربان باشد دلیر و گستاخ مشو ، از آنکه طبع شاه چون آتش است و دل شیر از آن می هراسد . بزرگمهر


آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی، بکوش که کمال آنچه هستی باشی . دی سلز


زندگی چیست ؟ یک مزبلۀ کثیف ، یک قتلگاه فجیع ، یک دارالمجانین بزرگ که تا کنون تحت هیچ قانون منظمی اداره نشده است . ویر


*هیچ گاه در برابر فرزند ، همسرتان را بازخواست نکنید . اُرد بزرگ


*زيبايي ناپايدار و فضيلت جاودانه است . گوته


مراقب باشيد چيزهايي را كه دوست داريد بدست‌آوريد وگرنه ناچار خواهيد بود چيزهايي را كه بدست آورده‌ايد دوست داشته‌باشيد. جرج برنارد شاو


دنيا را نگه‌داريد. مي‌خواهم پياده شوم. آنتوني نيولي


زن زشت در دنيا وجود ندارد فقط برخي از زنان هستند كه نمي‌توانند خود را زيبا جلوه دهند. برنارد شاو


من از عشق بدم می آید ، برای اینکه یک بار عاشق شدم و مادرم را فراموش کردم . مارک تواین


*اگر بخواهي بر عالم فرمانروا باشي بايد عقل بر تو حاكم باشد . سه نه ك


اگر دست تقدیر و سرنوشت را فراموش کنیم  پس از پیشرفت نیز افسرده و رنجور خواهیم شد . اُرد بزرگ


*صديق ترين ،بي توقع ترين،مفيدترين و دائمي ترين رفيق براي هر كسي كتاب است. مارك تواين


 کمی عقل سلیم، اندکی اغماض و قدری خوش خلقی داشته باشید، آن وقت خواهید دید در این دنیا چقدر آسوده و خوشبخت اید. سامرست موام


آدمی می تواند بارها و بارها به شیوه های گوناگون قهرمان شود . اُرد بزرگ


وقتي جوانتر بودم همه چيز را به خاطر مي‌آوردم، حالا مي‌خواست اتفاق افتاده باشد يا نه! . مارك تواين


*مردها را شجاعت به جلو مي‌راند و زنها را حسادت. برنارد شاو


اگر سزاوار است آن است که دوست با جزر زندگی ات آشنا شود ، بگذار تا با مد آن نیز آشنا گردد ، زیرا چه امیدی است به دوستی که می خواهی در کنارش باشی ، تنها برای ساعات و یا قلمرو مشخصی ؟ . جبران خلیل جبران


*یک اراده خم نشونده ، بر همه چیز، حتی بر زمان قالب می آید. شاتو بریان


گاهی تنها راه درمان روانهای پریشان ، فراموشی است.  اُرد بزرگ


شايد مانند كودكي باشيم كه در كنار دريا با سنگ ريزه ها و صدفهاي زيبا بازي مي كند اما غافل ار آنيم كه دريايي بس  بزرگ و اقيانوسي بي كران در مقابل ديدگانمان وجود دارد كه در اعماق آن اسرار عظيم و شگفت انگيز نهفته است . نيوتن


دوستی برای خود برگزین که به گاه سختی و درماندگی مددکارت باشد. بزرگمهر


من بين ديوانگي و مست فرقي نمي بينم جزاينكه ديوانگي مدت طولانيتري دارد . سه نه ك 


*گاه لازم است که انسان دیدگان خود راببندد ، زیرا اغلب خود را به نابینایی زدن نیز نوعی خوشبختی است . نیوتون


*نفرت همان خشم و غضب است که روی هم انباشته شده است . سیسرون


دوستان فراوان نشان دهنده کامیابی در زندگی نیست ، بلکه نشان نابودی زمان ، به گونه ای گسترده است. اُرد بزرگ


*کسی که فکر نمی کند ، به ندرت دم فرو می بندد . نیوتن


*حیات درختان در بخشش میوه است . آنها می بخشند تا زنده بمانند ، زیرا اگر باری ندهند خود را به تباهی و نابودی کشانده اند. جبران خلیل جبران


*هرگز نمی توان با آدمهای کوچک کارهای بزرگ انجام داد. سیسرون


*ده چیز بر ده گروه خاصه بر دانش پژوهان نکوهیده است : دروغ گفتن به فرمانروا ، سپهبدی که زر بر سپاه خویش نپراگند ، مرد سپاهی که از پیکار بهراسد ، دانشمندی که چون چیزی در نظرش مطبوع افتد دل به هوس سپارد و از گناه نترسد ، پزشکی که خود بیمار و دردمند شود . تنک مایه ای که به دروغ به سرمایه و دارایی خویش نازد ، سفله ای که بر هر کس که چیزی دارد رشک برد ، خردمندی که زود خشم بود ، و به چیز کسان طمع ورزد ، کسی که رهنمایی از نادان امید دارد ، و آنکه کارگاه و یا بنیادی عظیم را به کاهلی سپارد ، و بی خردی که خردجوی نباشد . بزرگمهر


گفتگو با آدمیان ترسو ، خواری بدنبال دارد. اُرد بزرگ


*روزنامه شگفت انگیزترین عجایب جهان نوین است . خانواده ای که لااقل یک روزنامه را نخواند و در آن دقیق نشود در قرن نوزدهم زندگی نمی کند . برودوس


*دل  اهل دانش وقتی شاد می گردد که بردبار بوده و مردم بی شرم را به خویش نزدیک نکند. بزرگمهر


*اگر همه می توانستند از استعدادهای خود درست بهره بگیرند، دنیا همان بهشت موعود می شد که همه می خواهند. زکریای رازی


*چه قدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدنها که به این مردم آسایش و خوشبختی بخشیده است. علی شریعتی


آنکه برنامه ها را از پایان به آغاز ، مورد گفتگو و ارزیابی قرار می دهد بر راستی در حال سرپوش گذاری بر روی چیزی است . اُرد بزرگ


*يک اراده قوي بر هر سد و مانعي هر قدر هم قوي ، حتي بر زمان نيز غلبه مي کند. بالزاک


برای رسیدن به هدف اراده و توان و صبر نیاز است. حسین بهزاد

 

 

تفاوت عادت و اعتیاد

تفاوت عادت و اعتياد

« عـادت » و « اعتــياد » دو اصطلاح و عنواني هستندكه در افكار عمومي به غلط مشابه و معادل هم در نظر گرفته مي‌شوند در صورتيـكه اختلاف كلي و اساسي با هم دارند .

« عادت » در اصل عبارتست از تطابق موجود زنده با محيط زيـست يا شرايـط جديد و بي‌سابقه كه در انسان انواع مختلف وجود داشته و در كتاب « معماي عادت » طرح جديـدي در مورد تعريف و تقسيم‌بندي آن ارئه گشته و « عادت » بر چهار گروه اصلي بشرح زير تقسيم شده‌اند :

 

اول - « عادت روحي » كه عبارتست از تطابق روحي و معنوي با مسائل و موضوعات و كليه پديده‌هاي جديد و بي‌سابقه‌ايـكه با آنها انس و عادتي از پيش وجود نداشته تا آثار معنـوي حاد آنها از بين برود ؛ از قبيل خبر خوش يا ناخوش مهمي كه در ابتدا انـسان را بشدت متأثـر نموده و تحت تأثير خود قرار ميـدهد ، مانند اثرات خبر فوت پدر يا مادر و نزديكان مورد علاقه يا خبر موفقيت در كنكور ورودي دانشگاه و يا خبر اصابت جايـزه بزرگي در قرعه‌كشي و غيـره . به مرور زمان كه خبر كهنه ميـشود ( انسان ضـمن انس گرفتن به آن عادت كرده ) اثرات رواني آن از بين ميرود .

دوم - « عادت عضوي » عبارتست از عادت دادن عضوي از اعضاء بدن بكار و فعاليت منظم و مداوم غيرارادي معيني كه قبلاً‌ از روي علم و آگاهي و دخالت شـعور و اراده انسان صورت ميگرفته ولي پس از تمرين و تكرار كافي ميتواند بطور خودبخودي و غير ارادي و ناآگاه نيز انجام گيرد ، مانند عادت دادن انگشتان به حروف ماشين تايپ يا عادت دادن دستها و پاها بكارهاي معيني مانند دوچرخه سواري و راننـدگي يا به هنرها و صنايع .

سوم - « عادت غريزي » عبارتست از عادت عضوي مشخصي كه به اقتضـاي فطري و ناآموخته از بدو حيات در اعضاء وسـلولها و نسوج معيني بوجود آمده و همان خـصوصيات عادت نامبرده دو فوق را داراست مانند كار قلب و كليـه‌ها و ريـه‌ها و فعاليتهاي دروني اعـضاء و نـسوج و سلولهاي داخلي بدن كه بطور غير ارادي و منظم انجام ميگيرد .

چهارم - « عـادت حياتي » عبارتست از تـطابق بدن مـوجود زنده ( تطابق بيولوژيكي ) با شرايط جديد محيط زندگي بخصوص از نظر عوامل فيزيكي وشيمايي مانند تـطابق بدن با گرما و سرما ( عامل فيزيكي ) يا با رژيم‌هاي غذائي و داروئي مختلف ( عامل شيـميائي ) يـا با آب و هواهاي مختلف ( عامل فيـزيكي و شيميائي توأم ) .

در استعمال دارو بمدت دراز ( و هر نوع تركيبات شيـميائي مختلف در حد تحمل بدن ) نوعي تطابق بيـولوژيكي بوجود مي‌آيد كه در صورت قطع استعمال آن دارو يا ماده شيميائي معين و بخصوص ( مانند استعمال طولاني داروهاي مسـكن يا خواب آور ) ممكنست اختلالات فيزيكي و شيميائي و بدنبال آن اختلالات فيـزيولوژيكي و بيولوژيـكي محسوس و گاهي غيرقابل تحمل در شخص بوجود آيد زيرا بدن در اثر عادت به آن دارو و تطابق با شرايـط مربوط بمصرف آن به يك اعتدال مجازي موقتي رسيـده كه با حذف آن ، اعتدال بدن بر هم ميخورد و شخص موقتاً‌تحت فشار خاصي قرار ميگيرد زيرا بدن مستقيماً به آن دارو عادت كرده و خو گرفته است كه ايـن امر در مورد مواد مخدر بسيـار سخت و از تمام انواع عادات بيـولوژيكي ياحياتي ( تطابق بيـولوژيكي ) دردناكتر و غيرقابل تحمل‌تر است .

« اعتيـاد » عبارتست از تطابق بدن با هر دارو يا ماده شيميائي خارجي غيرلازمي بمدت طولاني كه يكي از انواع عادات حياتي يا عادات بيولوژيـكي محسوب ميگردد . استعمال مداوم و طولاني مواد مخدر منجر به ايـجاد سخت‌تريـن انواع عادات حيـاتي در بدن ميشود كه همان « اعتيـاد به مواد مخدر » ميـباشد .

تـريـاك يا تغيير « عـادت » عموماً سهلتر و سريعتر و بـدون عوارض سخت بوده و به مانند ترك اعتياد با مـشكلات بزرگ روبرو نميگردد ، در حاليكه « اعـتياد » علاوه بر لطمات سنگين جاني و خـسارات مالي بسيـار و آماده كردن بـدن به انـواع بيـماريهاي جسمي و روحي گوناگون ، از نظر تـرك و رهائي با مشكلات بزرگ و گاهي با زحمات و مشقات و سختـي‌ها و نامـلايمات بيشتري همراه است ولي البته نبايد فراموش كنيم كه « ترك اعتــياد غير ممكن نيست » و چون عنوان « اعتــياد »‌ از طرفي اكثراً با « عادت »‌قابل اشتباه بوده و در تمام موارد نميتواند مطابق با واقعيـت امر در استعمال طولاني داروهاي مختلف و مواد ، صدق و تطابق نمايـد از اينروست كه در سالهاي اخير از طرف محافل علمي و پزشكي تعاريف ديگري انتخاب گرديده كه بيش از هعمه تعاريـف سازمان بهداشت جهاني كاملتر و جامع‌تر و مطمئن‌تر و نيز قابل استفاده در تمام جهات استعمال مداوم داروها ( اعم از مخدر و غيره ) بوده و آن انتخاب عنوان « وابستگي به دارو » اس