موضوع جهاني شدن يكي از مباحثي است كه بسياري از جامعه‌شناسان و متفكرين علوم سياسي را در دوران معاصر به خود مشغول ساخته است.

برخي از موضع مخالف به اين پديده نگريسته و جهاني شدن را پروژه‌اي از قبل طراحي شده و با هدف سلطه نظام استعمار درعصرجديد برجوامع پيراموني در ابعاد مختلف سياسي، اقتصادي و فرهنگي مي‌دانند. اين‌گروه، پروژه جهاني شدن را توطئه و تهديدي جد‎ّي در برابر كشورهاي در حال توسعه دانسته و كارگردان اين پروژه هدف‌دار را، نظام سرمايه‌داري و ليبراليستي غرب و در رأس آنها آمريكا دانسته و عنوان «جهاني سازي» را بكار مي‌برند